پنداشته بودیم که این پنجره باز است...
#حسن_حسینی
.
.
پ ن : چ ساده لوحانه فکر میکردم پنجره بازه :)!
امروز با فاطی رفتیم خرید ،امروز ی مانتو سورمه ای دوختم
رفتم واسش ی روسری ست خریدم فردا شب بپوشمش
قراره با مهشید بریم بوشهر کنسرت اشوان ، داداشش میبرتمون
بلیت کنسرت من کادو تولد از طرف مهشید بود
یکی از کادو های خوشحال کننده بود ، زری ام واسم قیچی خیاطی
خرید ب مناسبت تولدم ، واقعا مفید ترین چیز بود واسم چون نداشتم!
خلاصه کادو ها هنوز ادامه داره:)
خاطره بازی...
ما را در سایت خاطره بازی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 72